نویسنده: ایران من
زن افغان
زن ایرانی
زنان ایرانی
زن ایرانی در برقه 1928
زن ایرانی
زنان ایرانی
زنان در قاهره مصر
زن مسلمان مصری
زن مسلمان از هرزگوین
زن مسلمان در جفا
زن مسلمان فلسطینی
زنان در الجزایر
زنان در تریپولی، پایتخت لیبی
بر اساس حکم دولت احمدی نژاد خاتمی از محل سکونتش هم اخراج شد سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران براساس حکمی که دولت احمدی نژاد برایش فرستاده است، مجبور به ترک منزلی شد که در آن زندگی می کند.
به گزارش خبرنگار روز، پس از آنکه دولت جدید سعی کرد در انواع کارشکنی ها با خاتمی وی را از ادامه فعالیت های سیاسی منصرف کند، که از جمله آن قطع حقوق و مزایای تیم حفاظتی و اخراج وی از دفتر سعدآباد بود، هم اکنون در اقدامی جدید وی را از منزل نیز محروم کرده است که این مساله به لحاظ امنیتی بسیاری از نزدیکان خاتمی را نگران کرده است. گفتنی است در حال حاضر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور پیش از خاتمی هم اکنون در منزلی زندگی می کند که در دوران ریاست جمهوری اش از آن استفاده میکرد و دولت خاتمی هیچ گونه محدودیتی برای وی در استفاده از منزل و دفتر کار سابقش قائل نشده بود. ![]() source: Roozonline __________________ |
نویسنده: ایران.م
میدونی دوره بلوغ چرا سخته و آدم چرا اینهمه در این دوره اشتباه میکنه؟ به نظر من دلیلش اینه که آدم در این دوره از یک مرحله عبور میکنه و به یک مرحله جدید وارد میشه. در حالیکه هنوز وارد مرحله جدید نشده و مهارت نداره از ابزارها و ویژگیهای جدید این مرحله استفاده کنه و از نظر فیزیکی توانایی استفاده از اون ابزارها رو نداره و از جهت روحی و احساسی پختگی لازم رو کسب نکرده صرفا به خاطر ظهور یک سری علائم ظاهری و یا حرف مردم و یا دلایل سطحی دیگه شروع میکنه به استفاده از اون ویژگیها و خوب اینی میشه که میدونیم.
در بعضی مراحل زندگی ما همون اتفاقات دوباره رخ میدند، خیلی وقتها آدمهایی رو میبینیم که به علت عدم بلوغ کامل روحی با استفاده نا بجا از ابزارها و روشهای به ظاهر بیضرر باعث ضربه زدن به خودشون و اطرافیانشون میشن.
برای مثال توی یک مرحله ای ما به این نتیجه میرسیم که باید بدون خجالت حرف دلمون و بزنیم و تابوهای اجتماعی رو بشکنیم. بقول معروف رک باشیم و از گفتن حقیقتها خجالت نکشیم. در حالیکه توانایی تشخیص این رو نداریم که این رک بودن با بیشرمی فرق باید داشته باشه. رک بودن نباید باعث رنجوندن دیگران بشه و رک بودن به معنای بزرگتر جلوه دادن نیست.
از این مثالها خیلی زیاد میشه پیدا کرد. یکی از ویژگیهای مهاجرت و شروع یک زندگی جدید اینه که آدم تو سن بیست و چند سالگی باید بشه یک بچه نوزاد و کلی چیز جدید یاد بگیره و کلی فرهنگ جدید و هضم کنه. یک بار دیگه بالغ بشه، یاد بگیره خرید کنه، سوار اتوبوس بشه، با تلفن صحبت کنه، ورزشها و تفریحات تازه یاد بگیریم و یاد بگیریم مست کنیم و الی آخر.
به همین دلیل ما مهاجرها تو سن سی و چند سالگی باز بالغ میشیم، بعضیهامون تو سربالایی بالغ شدن میمونیم و سالها فقط پشت لبمون سیاه میمونه و آخرش هم ریش در نمیاریم!
بعضی هنوز هیچی نشده شروع میکنیم تیغ انداختن صورتمون و آخرش هم کسی نمیفهمه این صورت با تیغ صاف شده یا کوسه هستیم!
بگذریم، چیزی که میخوام بگم اینه که آدمها توی هر سنی ممکنه دوباره و چند باره بالغ بشن. بلوغ در هر چیزی دردآور و سخت هست. فقط میشه امیدوار بود هرچقدر ما تجربه دار تر میشیم و انسانتر میشیم این بلوغ برای خودمون و دیگران کمتر دردآور و سخت بشه.
نمیدونم، شاید هم اشتباه کنم. خودم این رو چندباره میخونم و اگه چیزی به ذهنم رسید دوباره مینویسم.
تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردین؟ بسته به گرایش یا علاقه هر کسی یه جور بله میگه. مثلا: عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.) عروس لوس: بع..........له... (عروسهای لوس رو باید فقط سپرد به داماد و حجله...) عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !) عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس (این هم باید به سرنوشت عروس لوس برسه تا شاید آدم بشه) عروس خجالتی: اوهوم (قابل توجه بعضیا) عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است) عروس رشتی: اووو اگر اهالی محل موافقند بنده مخالفتی ندارم عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری میپذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... ( تو که مادر منو ** >>این ستاره ها یه حرف بدی بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کردیم) عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ... (با عرض تشکر از داش اسی عزیز) عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر میسوزه که احتمالا توی حجله عروس خانوم یه دور براش مفاتیح رو ختم میکنه تا بعد ... استغفر ا...) عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای هم چیز لقت | |