Dustane Aziz Baratun Music Videoe Shahrzad - Faal Ro Amade Kardim Omidvarim Khoshetun Biyad
Singel Music : Sasha Mano Kabootar,Jadid,Download : http://s1.upload.sc/request/094d7a4d1bbfb181bcbf4138b93b37bf
بـر اسـاس بـاور بسیـاری از متـخـصـصـان مشــاوره آقـایــون هـمـچـنان ذهـنـیـت اولـیـه و بــدوی خود
را در مورد مسائل مربوط به روابط با خانمـها حفظ کرده اند. این دسته از افراد تصـور می کنند که
شخصیت خانم ها منفعل بوده و دست یـابی بــه آنها کار دشواری است. چرا؟ به این دلیل که آنها معتقدند
که زمانی رسیدن به یک خانم لذت بخش خواهد بود که برای دست یابی به او هفت خوان رستم را پشت
سر بگذارند. آقایون تصور می کنند که اگر به دنبال خانم ها راه نیفتند و تمام سختی ها را به خاطر او
تحمل نکنند به اندازه کافی مردانگی خود را آشکار نساخته اند.
اما متاسفانه آنها چیزی در مورد عشق حقیقی و فضای رمانتیکی که بعد از ازدواج ایجاد می شود،
چیزی نمی دانند. وظیفه یک مرد پس از تعقیب کردن و بدست آوردن همسر مورد علاقه اش چیست؟ در
این جا آنها بر این باورند که بالاترین خواست یک خانم این است که او به مردانگی خود عمل کرده و یا
خانم مصالحه کند.
دوران مردهای خشن سر آمده
شاید مردهایی وجود داشته باشند که دارای پدران سرسخت و مادران نیازمندی بوده اند، اما تحقیقاتی که
از 18 سال پیش تا کنون ادامه داشته است گویای این مطلب است که پرونده یک چنین تفکراتی را باید به
طور کلی بست. زوج ها در هر سنی به کلاس های مشاوره خانواده می روند، کلاس های آموزش
رابطه برگزار می شود و سمینارهای برای هر دو جنس تدارک دیده می شود. اما آیا مفید واقع می
شوند؟ اینطور نیست زمانیکه موقع عمل فرا می رسد دوباره همان داد و بیدادهای همیشگی به راه می
افتد، آقایون تن صدای خود را برای خانم ها بالا می برند و باز هم همان کشمکش های قدیمی جای تمدن
امروزی را تنگ می کنند.
آنوقت همین مردها از همسرانشان انتظار دارند که مسئولیت بیشتری را در زندگی به عهده بگیرند و از
خود فعالیت بیشتری نشان دهند.
در کنگره ای که در شهر ملبورن استالیا برگزار شده یکی از آقایون شرکت کننده اظهار داشت که: "خانم
من انتظار دارد من بتوانم ذهنش را بخوانم و خواسته هایش را قبل از آنکه بر زبان آورد اجرا کنم، اما
من نمیتوانم." بسیاری از آقایونی که در آن جمع حضور داشتند بر صداقت رفیقشان لبخند زده و سپس او
را تشویق کردند. از سوی دیگر بر روی لب خانم ها نیز خنده ای از سر رضایت و تصدیق نقش بست.
در جلسه دیگری که در شهر دیتروید برگزار شد یکی از آقایون اظهار داشت که "همسرم همیشه از من
انتظار دارد که کمی احساساتی تر باشم و وقت بیشتری را در کنار او صرف کنم. اما زمانی که به او
گفتم اگر به این کار ادامه دهیم این امکان وجود دارد که شغل فعلی ام را از دست بدهم، او در جواب من
گفت شغلم برایش اهمیتی ندارد و هیچ وقت نباید کاری انجام دهم که او ناراحت و عصبانی شود."
بله آقایون از خانم ها می ترسند
حقیقت امر این است که مردها هم انسان هستند و سرشار از احساس می باشند. غیرت دارند، نیازمند
احترام هستند و می خواهند کسی باشد که آنها را از صمیمی قلب دوست بدارد. اما بسیاری از آنها
وحشت دارند که احساسات واقعی خود را با همسرانشان در میان بگذارند چرا که احساس می کنند شاید
از طرف خانم ها مورد احترام قرار نگرفته و عواطفشان خدشه دارد شود.
مردها علاقه خاصی به در میان گذاشتن احساساتشان با خانم ها دارند اما فقط زمانی این کار را انجام
می دهند که مطمئن شوند ارزش درونیشان حفظ شده و شاهد برخورد مناسبی خواهند بود. در غیر
اینصورت، بله، در مورد تحقیر و اهانت خانم ها محافظه کارانه عمل می کنند. مردها دوست دارند که
ارتباط بالغ و کاملی را با خانم ها برقرار کنند تا اینکه مانند شوالیه ای برای نجات خانم ها از ذلت ظاهر
شوند.
اما نقش هایی که آقایون از بازی کردن در آنها لذت می برند اندکی محدود است. در حال حاضر فقط چند
سال است که به آقایون اجازه داده می شود که در هنگام تولد فرزندانشان در کنار خانم ها حاضر شوند
یا اینکه در خانه بمانند و از بچه ها مراقبت کنند و در عوض خانم ها به خارج از خانه رفته و کار کنند
(البته بدون اینکه کسی آنها را مسخره کرده و از روی او جوک بسازد) و به تازگی مردها این حق را
پیدا کرده اند که جشن ازدواجشان را خودشان برنامه ریزی کنند.
مردها فقط تماشاچی هستند
در موردش فکر کنید. خانم ها خواستار همسر فعال و پرانرژی هستند در حالیکه تمام کارها از قبیل
خرید عروسی، دعوت کردن مهمان ها و حتی ماه عسل را همراه با مادرهایشان برنامه ریزی می کنند.
پس چه بلایی بر سر قدرت و نیرویتان آمد شوالیه های پر قدرت؟ ارزش شما را تا حد یک ناظر پایین
آورده اند. تمام برنامه های عروسی به وسیله مادر عروس هدایت می شود! پس این مرد اگر نتواند
توانایی ها، تجارب و انتظاراتش را در مقابل زنی که به او می گوید دوستت دارم؛ بروز دهد پس کجا
می تواند آنها را آشکار کند؟
پس نباید تعجب کنید که بعضی از مردها به زندگی مشترک خود به عنوان شیء فرعی نگاه می کنند و
انتظارات خانم ها را آنچنان که باید و شاید برآورده نمی سازند. خانم ها به آنها یاد داده اند که جزء
بازیکن های ذخیره زندگی هستند. بنابراین اگر روزنامه و کامپیوتر و یا فوتبال شب جمعه را به مسائل
زندگی خود ترجیح می دهند نمی توان بر آنها خرده گرفت چراکه همانند شب عروسی تمام کارها را بر
عهده خانم می گذارند.
جادوی تفاوت ها
همه ما، چه زن و چه مرد، از دیگران انتظار داریم که به ما احترام بگذارند و ارزش ما را نگه دارند.
این مسئله زمانی که زن و مرد زندگی مشترکشان را با یکدیکر آغاز می کنند از اهمیت بیشتری
برخوردار می شود. بهتر است ذهن خود را از کلیشه هایی نظیر: "تمام چیزی های که خانم ها می
خواهند..." و " مردها این چنین هستند.." پاک کنیم و با حس کنجکاوی خالص خود پیش رویم تا بتوانیم
به حقایق دست پیدا کنیم.
به همین دلیل است که ما نام کتاب اخیر خود را "با هم برای زندگی شادتر و کم فشارتر برنامه ریزی
کنیم" گذاشتیم. در این کتاب با اصولی آشنا می شوید که می توانید به آسانی به استقبال پیوند آرزوهایتان
با فرد مورد علاقه خود بروید. خوشبختانه ما شاهد این امر هستیم که اخیرا بیش از 40 در صد از
آقایون به طور دائمی پی گیر مسئله ازدواج خود می شوند و در تمام مراحل از نامزدی گرفته تا ماه
عسل به خانم ها کمک می کنند. هر چند کتاب های بیشماری برای نو عروس ها و تازه دامادها به چاپ
رسیده اما کتابی که در این قسمت به شما معرفی شد تنها کتابی است که می تواند شما را حمایت کرده و
از ادواجتان پشتیبانی نماید.
یکی از خوانندگان کتاب ما که به تازگی هم داماد شده بود نظر خود را چنین بیان می کند "وقت آن رسیده
که ما مردها تکانی به خود بدهیم، و این کتاب انگیزه لازم را برای ما فراهم می آورد." او با خوشحالی
برای ما توضیح می داد که چگونه با همکاری نامزدش تمام سور و سات عروسی را برپا کردند. او آگاه
شده بود که گاهی اوقات هیچ کس به نظر آقایون در مورد ازدواج، بچه و روز عروسی شان اهمیت نمی
دهد. تازه در این جا خانم ها شکایت هم می کنند که مردها اصلا علاقه ای از خود نسبت به زندگی
مشترکشان نشان نمی دهند و بیشتر دوست دارند با دوست هایشان به گردش و تفریح بپردازند تا اینکه
اوقات فراغت خود را با همسرانشان بگذرانند. خوب این کار دقیقا چیزی است که خانم ها مردها را
وادار به انجام آن می کنند. ما مرد ها یاد گرفته ایم که فقط باید برای رسیدن به خانم ها مانند یک مرد با
مسائل و مشکلاتی که بر سر راهمان قرار دارد مبارزه کنیم اما هنگامیکه به هدف رسیدیم کارمان تمام
شده و نوبت خانم هاست تا باقی مسائل را برنامه ریزی کنند.
باید در نظر داشت که مردها هم انسان هستند و دارای روحیات حساسی می باشند. خانم ها نیز باید خیلی
بیشتر از این ها خود را پذیرای احساسات و عواطف آقایون کنند. تنها در چنین حالتی است که راه
رسیدن به یک ارتباط مطلوب برایمان هموار می شود. رابطه ای که شاید اکثر ما آرزوی برخورداری
از آن را می کنیم.
( امیر )
چهار نفر بودند بنامهای همه کس-یک کس-هر کس و هیچ کس
یک کار مهم وجود داشت که میبایست انجام می شد و از همه
کس خواسته شد آن را انجام دهد.
همه کس میدونست که یک کسی آن را انجام خواهد داد
هر کسی میتوانست آن را انجام دهد اما هیچ کس آن را انجام نداد
یک کسی از این موضوع عصبانی شد به خاطر اینکه این وظیفه همه کس بود.
همه کس فکر میکرد هر کسی نمیتواند آن را انجام دهد اما هیچ کس نفهمید
که هر کسی آن را انجام نخواهد داد.
سرانجام این شد که همه کس یک کسی را برای کاری که هر کسی نمی توانست
انجام دهد و هیچ کس انجام نداد سرزنش کرد.
( امیر)
پاسارگاد به زیر آب رفت..!!؟!
دوستان متأسفانه خبر بدی دارم که هر ایرانی را برافروخته میکند.
سد سیوند در استان فارس در آبگیری شد.
با این کار برای همیشه آرامگاه کوروش کبیر به زیر آب رفت و بخش بزرگی از پاسارگاد نابود شد.
«سد سیوند در استان فارس در آستانه آبگیری کامل است که با این کار برای همیشه آرامگاه کورش کبیر نابود میشود.»
بدبختانه آثار باستانی و پیشینه ء ما که قدمتی 2500 ساله دارند انگار حفظ این آثار برای هیچ کسی مهم نبوده است!!!
ای کاش حداقل به آنانی که از داشتن چنین گنجینههایی محروماند، این اجازه را میدادیم تا در حفظ داشتههای ما کوشا باشند و این آثار را به ایشان افتخاری هدیه میکردیم. چون انگار ما هیچ احتیاجی به آنها نداریم..!! حداقل آبرومان حفظ میشد.
چرا زنان گریه می کنند؟
یک پسر کوچک از مادرش پرسید: چرا گریه می کنی
مادرش به او گفت : زیرا من یک زن هستم .پسر بچه گفت: من نمی فهمم
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید
بعدها پسر کوچک از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می کند
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گریه می کنند
پسر کوچک بزرگ شد و به یک مرد تبدیل گشت ولی هنوز نمی دانست چرا زن ها بی دلیل گریه می کنند
بالاخره سوالش را برای خداوند مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را می داند .او از خدا پرسید : خدایا چرا زن ها به آسانی گریه می کنند؟
خدا گفت زمانی که زن را خلق کردم می خواستم که او موجود به خصوصی باشد بنابراین شانه های او راآن قدر قوی آفریدم تا بار همه دنیا را به دوش بکشد. و همچنین شانه هایش آن قدر نرم باشد که به بقیه آرامش بدهد
من به او یک نیروی دورنی قوی دادم تا توانایی تحمل زایمان بچه هایش راداشته باشد ووقتی آن ها بزرگ شدند توانایی تحمل بی اعتنایی آن ها را نیز داشته باشد
به او توانایی دادم که در جایی که همه از جلو رفتن ناامید شده اند او تسلیم نشود و همچنان پیش برود . به او توانایی نگهداری از خانواده اش را دادم حتی زمانی که مریض یا پیر شده است بدون این که شکایتی بکند
به او عشقی داده ام که در هر شرایطی بچه هایش را عاشقانه دوست داشته باشد حتی اگر آن ها به او آسیبی برسانند. به او توانایی دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصیرات او بگذرد و همیشه تلاش کند تا جایی در قلب شوهرش داشته باشد.به او این شعور را دادم که درک کند یک شوهر خوب هرگز به همسرش آسیب نمی رساند اما گاهی اوقات توانایی همسر ش را آزمایش می کند وبه او این توانایی را دادم که تمامی این مشکلات را حل کرده و با وفاداری کامل در کنار شوهرش با قی بماند
و در آخر به او اشک هایی دادم که بریزد .این اشک ها فقط مال اوست و تنها برای استفاده اوست در هر زمانی که به آن ها نیاز داشته باشد. او به هیچ دلیلی نیاز ندارد تا توضیح دهد چرا اشک می ریزد
خدا گفت : زیبایی یک زن در چشمانش نهفته است زیرا چشم های او دریچه روح اوست ، ودر قلب او جایی که عشق او به دیگران در آن قرار دارد.
با عرض معذرت از اینکه منونستم قسمت دوم جملات را پیدا کنم اگر کسی قسمت دوم جملات بالا را میداند در قسمت نظرات بگذارد
متن کامل نامه پاپ بندیکت شانزدهم به رییس جمهور ایران، محمود فرجامی
پاپ بندیکت شانزدهم و محمود احمدی نژاد
در پی اعلام برخی خبرگزاری ها مبنی بر ارسال قریب الوقوع نامه از طرف رییس جمهور ایران به شخصیت های مهم جهان؛ در برخی از محافل غیررسمی عنوان گردید که گیرنده بعدی، پاپ بندیکت شانزدهم، رهبر کاتولیک های جهان خواهد بود. اندکی پس از اعلام این امر و در حالی که جزئیات نامه بعدی آقای احمدی نژاد هنوز فاش نشده بود، نامه ای از سوی پاپ برای رییس جمهور ایران ارسال شد که متن آن بی هیچ توضیحی در پی می آید
جناب آقای احمدی نژاد، رییس جمهور محترم و مومن ایران
امروز صبح، یکی از مشاورانم اعلام کرد که احتمالا حضرتعالی به زودی نامه ای را برای من خواهید نوشت. قلبا از اینکه با انسان مومن و خداجویی نظیر شما مکاتبه داشته باشم خوشحال شدم و این فرصت را برای جامعه مسیحیت مغتنم و تکرار ناشدنی می شمارم. به همین خاطر بهتر دیدم تا برای حداکثر استفاده از نظرات ارزشمند و بسیار مهم شما، پیشاپیش نامه ای خطاب به حضرتعالی به نگارش در آورم.
آقای احمدی نژاد
بی شک نامه شما خطاب به رییس جمهور امریکا، نامه بسیار دلسوزانه ای بود که بیش از آنکه منافع دنیوی نویسنده و گیرنده نامه را در نظر داشته باشد، در پی تامین منافع جهان مسیحیت و به ویژه امپراطوری واتیکان بود به طوریکه بخش اعظم مطالب آن نامه به تعالیم سرورمان عیسی مسیح اختصاص داشت. از طرف خودم، عیسی مسیح، خدا و سایر موجودات از شما سپاسگزارم. من چهره نورانی شما را از ورای محاسن انبوهتان می بینم و مطمئن هستم وقتی نامه شما برای ریییس جمهور امریکا –که مردی صرفا سیاسی است- سرشار از معنویت باشد، نامه شما برای من – که مرد خدا هستم- به راستی انفجار نور خواهد بود. هرچند که بعضی از کاردینال ها و اسقف ها می گویند احتمالا این نامه حاوی مسایلی در رابطه با مسایل میان ایران و امریکا باشد (آنها از ابتدای انتشارمحتوای نامه معنوی شما برای رییس جمهور آمریکا، دائما می گفتند این نامه برای من بوده و اشتباها برای آقای بوش ارسال شده و طبعا حالا هم گمان می کنند نامه شما خطاب به من، در حقیقت باید برای رییس جمهور امریکا ارسال شود!) و من عمیقا برای این برادرانم از روح القدس آموزش می طلبم.
انسان مومن و معتقد، آقای احمدی نژاد
صمیمانه اعلام میکنم که نظرات شما را درباره یهودی ها و اسراییلی ها نه فقط قبول دارم که آنها را می ستایم. نمی دانید چقدر برای من سخت و دردآور است که می بینم هر روز این فرزندان قومی که مولایمان مسیح را به صلیب کشیدند و آنهمه دردها را بر او روا داشتند، آزادانه برای خودشان راه می روند و انگار که هیچی به هیچی. ای کاش می توانستم همچون شما نفرتم را از آنها اعلام کنم، هولوکاست را نفی کنم و حتی آنها را به شکنجه های قرون وسطایی محکوم کنم. ولی متاسفانه در اروپا هر مقامی در قبال حرفهایی که می زند مسوول است و زیر ذره بینِ مردم و رسانه ها. نمی دانید چقدر آرزو داشتم در مملکتی نظیر ایران که هیچ رییس و مقامی به خاطر حرفها و عقایدش مورد بازخواست قرار نمی گیرد بودم و می توانستم آرزوهای درونی و عقاید شخصی خودم را از تریبونهای رسمی بگویم.
آقای احمدی نژاد عزیز
با نظرات شما در مورد ، اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم نیز کاملا موافق هستم و به نظر من هم که رسما متولی کلیسا می باشم آنها هیچ نفعی برای بشریت و تعالی انسان ها نداشته اند. آرزومند زوال و نابودی همه شان هستم چراکه آنها را اساس و پایه های دوران شرک آمیز کنونی می دانم.
همین چند شب پیش بود که باجمعی از برادران کاردینال و اسقف چند ساعتی مشغول مباحثه تئولوژیک بسیار مهمی در مورد طول بالِ چپ فرشتگان بودیم که ناگهان گربه سیاهی از آنجا رد شد و گربه ی ما یاد قرون وسطی کرد (یا به قول شما "فیلمان یاد هندوستان کرد")! همان روزگاری که می شد به استناد یک گربه سیاه، کفر و شیطان پرستی ده ها نفر از ملعونان را اثبات کرد و آنها را در دادگاه های مقدس تفتیش عقاید به آتش محکوم کرد. همان دورانی که تمام علوم ما از کتاب مقدس نشات می گرفت. دوران چرخش خورشید به دور زمین. دوران سوزاندن کتابهای مشرکانی مثل گالیله و بیکن و دکارت...
امیدوارم اکنون که حمیت و غیرت کفرستیزی از سرزمینهای مسیحی رخت بربسته، با کوشش های انسانهای مومن و متعهدینظیر شما، بشریت بتواند پس از زوال مزخرفاتی مثل اومانیزم و لیبرالیزم و حقوق بشر و سکولاریزم، بار دیگر دوران طلایی قرون وسطی را تجربه کند. سوگند میخورم که اگر شما این لطف را بکنید و ما را به آن دوران طلایی برگردانید، ما هرگز نگذاریم دوران شرم آور رنسانس و در پی آن مدرنتیته شکل بگیرد چه رسد به رشد نحله های کفرآمیزی مثل اومانیزم، دموکراسی، لیبرالیسم و سکولاریزم...
برادر احمدی نژاد
خدا شما و مردمتان را حفظ کند که دین داران واقعی و معتقدان راستین به عالم غیب، شما هستید. باور کنید که حتی من که به ظاهر رهبر کاتولیکهای جهان و نماینده خدا و مسیح برای آنان هستم اگر روزی ادعا کنم که هاله ای از نور به گرد سر خودم میبینیم کلامی جز "بیشین بینیم بابا حال نداری" دریافت نخواهم کرد؛ اما در مملکت با ایمان شما، اوضاع چنین نیست. حاضرم سلطنتم را در واتیکان بدهم و روزی در سرزمین شما بر مردم دین دار و معتقد و خوش سیرت شما رییس جمهور شوم. آه که نمی دانید چقدر آرزو دارم در مقابل مردمان فریاد برآورم که من با عالم غیب ارتباط دارم و خدا مرا در هاله ای از نور محافظت می کند و کسی به سخره ام نگیرد.
درود خدا بر مردم شریف و ساده دل شما که از مسخره کنندگان نیستند.
مردم ما حتی دیگر هاله نور بر گرد سر قدیسنی مثل سن دیه گو و سن فراچسکو را هم افسانه می پندارند. نفرین خدا بر سکولاریسم و آنان که رواجش دادند باد والا اگر هنوز در سرزمین ما دین از سیاست جدا نبود، فرمان میدادیم تا ناخن های منکرین هاله نور را بکشند. افسوس که اروپا از دست رفته است.
محمود گرامی
درایت شما در حل مشکلات لاینحل زبانزد همه است. از سوی دیگر من بنده پیر و ناچیز خداوند هستم که تمام توانم یا برای مناجات و موعظه صرف می شود و یا مخالفت با لوازم پیشگیری از حاملگی مثل کاندوم لعنت الله علیه. اما دنیای ما مشکلات دیگری هم دارد که از من برای حل آنها کار چندانی ساخته نیست و خوشحال خواهم شد که در نامه مفصلتان، ما را در آنها یاری کنید. مثلا علاقه عجیب برادران کشیش به همجنس بازی که هر از چندی هم اخبار آن به بیرون درز می کند. اخیرا هم که سخنان شما مبنی بر حق مسلم رواج یافته، بعضی از برادران دائما شعار می دهند "داشتن یک دوست پسر حق مسلم ماست!" و چشمانشان در آن لحظات برق عجیبی می زند.هیچ نوع مذاکره ای را نمی پذیرند مگر آنکه این حق برای آنان لحاظ شده باشد. تحریم ها هم که اثر نمی کند.
به نظر شما چکار باید کرد؟
فرزندم
هرچند که من هم مثل تمام پاپ های معاصر مجبور شده ام که از دخالت در سیاست پرهیز کنم و اگر سوگند خود در این رابطه را بشکنم، علاوه بر گناه کبیره، حقوق ماهانه ام هم قطع می شود اما صرفا بخاطر دین خدا ناگزیرم در مورد مساله هسته ای کشورتان و همینطور رابطه تان با امریکا اظهار نظر و موعظه کنم. آقای احمدی نژاد، از شما مصرانه خواستار آنم که سیاست های خود را با قاطعیت و بدون هیچ انعطافی دنبال کنید و در تمام زمینه ها هر عملی که رویارویی ایران و امریکا را تسریع و تقویت کند کوتاهی نکنید. خوشبختانه آقای بوش هم در همین مسیر گام بر میدارد.
من شما را در هیات صلاح الدین ایوبی و آقای بوش را به شکل ریچارد شیردل می بینم (هر چند که شما ملقب به محمود نورالدین هستید و مردم بوش را، جورجِ کله خر می نامند!) و باشد که روزگار پر جهادِ جنگ های صلیبی به کف با کفایت شما مردان خدا که مصمم و پراراده اید بازآفرینی شود تا در زیر پرچم کلیسا، امت مسیح باردیگر متحد شوند. روزی که غریو صدها هزار سرباز که عازم شرق هستند آسمان را به لرزه درآورد: "سلطنت کلیسا مستدام باد"، "عمر مقدست افزون باد ای پاپ"...
مطمئن هستم که شما و آقای بوش هم رویایی مشابه من دارید. بادا روزی که همهمان به آرزوهای خود برسیم.
قول می دهم به پاس این لطف شما، ریشه یهودیان را از روی زمین بکنم یا حتی مثل پسرعموی جدم، مرحوم آدولف، یهودیان و همجنس بازان را یکجا در آتش بسوزانم.
فدات شم
هم اکنون آوای ناقوس به علامت نماز شامگاهی به صدا درآمده و من باید نوشتن این نامه را تمام کنم. ای کاش می توانستم بجای موعظه برای برادرانی که چشمهای خیلی هایشان وقت نظاره من، به طرز عجیبی برق می زند، کار مفیدتری انجام دهم. مثلا فیلسوفها را به جرم ارتباط با شیاطین و بیگانگان دستگیر و محاکمه کنم. افسوس...
هزاران درودِ پسر، پدر و روحآلقدس بر شما باد
از محبت تلخها شیرین شود وزمحبت مسها زرین شود
از محبت دردها صافی شود وزمحبت دردها شافی شود
از محبت خارها گل می شود وزمحبت سرکه هامل می شود
از محبت سنگ روغن می شود بی محبت موم آهن می شود
از محبت حرن شادی می شود وزمحبت غول هادی می شود
از محبت نیش نوشی می شود وزمحبت شیر موشی می شود
از محبت شقم صحت می شود وزمحبت قهر رحمت می شود
از محبت مرده زنده می شود وزمحبت شاه بنده می شود
تفاوت های دختر ها و پسر های ایرونی
1- دختر ها خیلی دوست دارند جای پسر ها باشند اما پسر ها اصلاً دوست ندارند جای دختر ها باشند
2- اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!
3- یه دختر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه خودکشی میکنه اما یه پسر اگر دو تا مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو میکشه
4- یه پسر اگر 3 تا مشکل غیر قابل حل داشته یه هفته افسرده میشه بعد با 3 تا مشکل کنار میاد و زندگیش رو میکنه اما تا کنون دختری که 3 تا مشکل داشته باشه دیده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشی میکنند و به سه تا نمیرسه مشکلاتشون!!!
5- دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره!
6- دخترا می خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهایت سر خودشون کلاه میره ولی پسرا می خوان سر هر موجود زنده ای که میبینن کلاه بزارن و در نهایت موفق میشن
7- اگر به یه دختر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر خوبی و عاشقت میشه اما اگر به یه پسر بگی دوست دارم فکر میکنه تو چقدر بی جنبه و جواد هستی دست به هر کاری میزنه تا از شرت خلاص شه!
8- نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست.
9- دخترا فکر می کنن بهترین راه برای بهترین راه برای داشتن یک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگویی هستش ولی پسرا مطمئن هستند بهترین راه دروغگویی و گرفتن سوتی از طرف مقابله
10- دختر ها از درس و مدرسه بیزارند ولی پسر ها از درس و مدرسه فراری هستند!
11- پسر ها به هم حسودی نمی کنن اما دخترا به هم حسودی می کنن.
12- اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعی می کنید با اون دختر آشنا بشید ولی اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم می خورید! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نیست کنید.
13- دختر ها زیر بار حرف زور میرن اما پسر ها خودشون حرف زور میزنن
14- اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن
15- یک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده میشه اما یک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون یکی دوست دخترش صحبت میکنه.
16- پسر ها میدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین ازش متنفرن ولی دختر ها نمیدونن جنبش فمنیسم چیه واسه همین طرفدارشن
17- یک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه دیگه با هیچ پسری دوست نمیشه اما یه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر دیگه دوست میشه!
18- یک دختر اگر توی خیابون پسری ازش بپرسه ساعت چنده میگه:ساعت 7.اما یه پسر اگر یه دختر ازش ساعت بپرسه میگه :ساعت 7 و 2 دقیقه و 24 ثانیه,اینم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم!
19- اگر یه دختر به یه پسر نگاه کنه , پسره فکر می کنه که خیلی خوش تیپه ولی اگر یه پسر به یه دختر نگاه کنه دختره فکر میکنه که پسره چقدر بی چشم و رو هستش!
20- دختر ترشیده میشه اما پسر نه
21- بعد از خوندن این مطلب پسرا اول 2 دقیقه فکر میکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقیقه نمی فهمند می زنن زیر خنده و میگن خیلی باهال بود اما دخترا بعد از خوندن این مطلب 2 ساعت حرص می خورن و فکر میکنن به شخصیت دخترای ایرونی توهین شده و در نهایت چون مفهوم این مطلب رو نفهمیدن به نویسنده اش میل میزنن و فحش میدن
نویسنده: ایران من
زن افغان
زن ایرانی
زنان ایرانی
زن ایرانی در برقه 1928
زن ایرانی
زنان ایرانی
زنان در قاهره مصر
زن مسلمان مصری
زن مسلمان از هرزگوین
زن مسلمان در جفا
زن مسلمان فلسطینی
زنان در الجزایر
زنان در تریپولی، پایتخت لیبی
بر اساس حکم دولت احمدی نژاد خاتمی از محل سکونتش هم اخراج شد سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران براساس حکمی که دولت احمدی نژاد برایش فرستاده است، مجبور به ترک منزلی شد که در آن زندگی می کند.
به گزارش خبرنگار روز، پس از آنکه دولت جدید سعی کرد در انواع کارشکنی ها با خاتمی وی را از ادامه فعالیت های سیاسی منصرف کند، که از جمله آن قطع حقوق و مزایای تیم حفاظتی و اخراج وی از دفتر سعدآباد بود، هم اکنون در اقدامی جدید وی را از منزل نیز محروم کرده است که این مساله به لحاظ امنیتی بسیاری از نزدیکان خاتمی را نگران کرده است. گفتنی است در حال حاضر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور پیش از خاتمی هم اکنون در منزلی زندگی می کند که در دوران ریاست جمهوری اش از آن استفاده میکرد و دولت خاتمی هیچ گونه محدودیتی برای وی در استفاده از منزل و دفتر کار سابقش قائل نشده بود. ![]() source: Roozonline __________________ |
نویسنده: ایران.م
میدونی دوره بلوغ چرا سخته و آدم چرا اینهمه در این دوره اشتباه میکنه؟ به نظر من دلیلش اینه که آدم در این دوره از یک مرحله عبور میکنه و به یک مرحله جدید وارد میشه. در حالیکه هنوز وارد مرحله جدید نشده و مهارت نداره از ابزارها و ویژگیهای جدید این مرحله استفاده کنه و از نظر فیزیکی توانایی استفاده از اون ابزارها رو نداره و از جهت روحی و احساسی پختگی لازم رو کسب نکرده صرفا به خاطر ظهور یک سری علائم ظاهری و یا حرف مردم و یا دلایل سطحی دیگه شروع میکنه به استفاده از اون ویژگیها و خوب اینی میشه که میدونیم.
در بعضی مراحل زندگی ما همون اتفاقات دوباره رخ میدند، خیلی وقتها آدمهایی رو میبینیم که به علت عدم بلوغ کامل روحی با استفاده نا بجا از ابزارها و روشهای به ظاهر بیضرر باعث ضربه زدن به خودشون و اطرافیانشون میشن.
برای مثال توی یک مرحله ای ما به این نتیجه میرسیم که باید بدون خجالت حرف دلمون و بزنیم و تابوهای اجتماعی رو بشکنیم. بقول معروف رک باشیم و از گفتن حقیقتها خجالت نکشیم. در حالیکه توانایی تشخیص این رو نداریم که این رک بودن با بیشرمی فرق باید داشته باشه. رک بودن نباید باعث رنجوندن دیگران بشه و رک بودن به معنای بزرگتر جلوه دادن نیست.
از این مثالها خیلی زیاد میشه پیدا کرد. یکی از ویژگیهای مهاجرت و شروع یک زندگی جدید اینه که آدم تو سن بیست و چند سالگی باید بشه یک بچه نوزاد و کلی چیز جدید یاد بگیره و کلی فرهنگ جدید و هضم کنه. یک بار دیگه بالغ بشه، یاد بگیره خرید کنه، سوار اتوبوس بشه، با تلفن صحبت کنه، ورزشها و تفریحات تازه یاد بگیریم و یاد بگیریم مست کنیم و الی آخر.
به همین دلیل ما مهاجرها تو سن سی و چند سالگی باز بالغ میشیم، بعضیهامون تو سربالایی بالغ شدن میمونیم و سالها فقط پشت لبمون سیاه میمونه و آخرش هم ریش در نمیاریم!
بعضی هنوز هیچی نشده شروع میکنیم تیغ انداختن صورتمون و آخرش هم کسی نمیفهمه این صورت با تیغ صاف شده یا کوسه هستیم!
بگذریم، چیزی که میخوام بگم اینه که آدمها توی هر سنی ممکنه دوباره و چند باره بالغ بشن. بلوغ در هر چیزی دردآور و سخت هست. فقط میشه امیدوار بود هرچقدر ما تجربه دار تر میشیم و انسانتر میشیم این بلوغ برای خودمون و دیگران کمتر دردآور و سخت بشه.
نمیدونم، شاید هم اشتباه کنم. خودم این رو چندباره میخونم و اگه چیزی به ذهنم رسید دوباره مینویسم.
تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردین؟ بسته به گرایش یا علاقه هر کسی یه جور بله میگه. مثلا: عروس عادی : با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.) عروس لوس: بع..........له... (عروسهای لوس رو باید فقط سپرد به داماد و حجله...) عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !) عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس (این هم باید به سرنوشت عروس لوس برسه تا شاید آدم بشه) عروس خجالتی: اوهوم (قابل توجه بعضیا) عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است) عروس رشتی: اووو اگر اهالی محل موافقند بنده مخالفتی ندارم عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری میپذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ... ( تو که مادر منو ** >>این ستاره ها یه حرف بدی بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کردیم) عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ... (با عرض تشکر از داش اسی عزیز) عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... منم شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر میسوزه که احتمالا توی حجله عروس خانوم یه دور براش مفاتیح رو ختم میکنه تا بعد ... استغفر ا...) عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال میپرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست میخوای بخواه نمیخوای هم چیز لقت | |
اردیبهشت داغ تهران، اتوبوس خط تجریش-انقلاب...ناگهان زنی با این هیبت و هیات سوار اتوبوس می شود، مقعنه اش را به دست گرفته و نگاههای شگفت زده مردم به خودش را رصد می کند! عکس گرفتن از این صحنه واقعا مشکل بود، چون هنوز از فمینیست بودن یا مجنون بودن مشارالیها اطلاعی در دست نبود و ممکن بود هر آن به سمت من و دوربین حمله ور شود، ولی با موفقیت عکاسی شد و بعد از شلیک ! دوربین سالم به پایگاه خود بازگشت ![]() ![]() |
![]() |